{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستی

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستی
کاسه ای لبریزم و صبر و قرارم نیستی

همچو برگ از شاخسار چشم تو افتاده ام
در خزان می میرم ای فصل بهارم نیستی

روح غمگینم جهانی را مکدر می کند
غرق در اندوهم اما غم گسارم نیستی

نا مسلمان بودم و ایمان من مهر تو بود
دین و دل سوزاندی و گفتی نگارم نیستی

یوسف گمگشته ای در راه کنعانم چه سود
دل بریدی از من و چشم انتظارم نیستی
دیدگاه ها (۱)

♥ ♥

.

بغض دارم، گریه دارم، بیقرارم بعد تو؛برگ ریزان خزانم، بی بهار...

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط