چطور فراموش کنم لحظه هایی را که برای قسمت کردنش با من هزا
چطور فراموش کنم لحظه هایی را که برای قسمت کردنش با من هزار بار مردی و زنده شدی
حیا را لرزیدی
گناه را گریستی
و در آخر خندیدی حجابی را که آسمانت را پوشانده بود
پوششی که بلعیده بود زیباییت را پرپر کردی
و این بماند که اعتماد تو از من مردی ساخت که میتواند هیولایی مهربان باشد
حیا را لرزیدی
گناه را گریستی
و در آخر خندیدی حجابی را که آسمانت را پوشانده بود
پوششی که بلعیده بود زیباییت را پرپر کردی
و این بماند که اعتماد تو از من مردی ساخت که میتواند هیولایی مهربان باشد
- ۳۳۵
- ۲۹ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط