{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بود

دیشب ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بود
وقتی که دنیا ، غرق در زیبایی مهتاب بود

از لابلای دفترم، شعری صدا می زد تو را
دیدم که حتی بالشم، ازدوریت بی تاب بود!

انگار بوی مردگی پیچیده بود در خانه ام
ماهی سرخ تنگ هم ، آماده ی قلّاب بود !
گلهای یاس روی میز از دوریت پژمرده اند
آن زنبق توی حیاط، با بودنت شاداب بود
دیشب تو را بوسیدمت، حتی درون قاب عکس
طعم لب شیرین تو ، یک مزه ی نایاب بود.
دیدگاه ها (۲)

لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شدشور عشقت را گرفتم ، ن...

آغوش گرمــــــــــم بــــــــــــــــــــاش!بگذار فرامــــــ...

چـه غریــبانــه نشـسـتم سـر راهــت که بـیاییچـه غـریــبانه غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط