{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم

به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم

خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد

دلم را چشم هایش تیرباران کرد ، تسلیمم

بگویید آن کمان ابرو سپاهش را نگه دارد

#سجاد_سامانی
دیدگاه ها (۱۱)

این پاییزتو را کم داردبرای قدم زدن...وگر نهمن آدم خانه نشینی...

تسلیم نخواهم شد !زندگی می کنم ...برای رویاهایی که منتظرند به...

با این همه جداییدنیا ادامه داردتلخ است و سخت ومبهماماادامه د...

****

#حکایت_قدیمی روزی، مردی به مهمانی «سلیمان دارایی» رفت. سلیما...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۴: آغوش مادراتاق سوآ تاریک بود.فقط نور کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط