{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبرم قلب مرا دائم جوابش می

دلبرم قلب مرا دائم جوابش می
کند.
چشم بی خواب مرا هر شب پر آبش می کند.

هر رقیبی راکه جان من به آتش می کشد.
مهربان می خواند و جانم صدایش می کند.

التماسش می کنم جانا تو حوای منی!
هر کسی را پیش من آدم خطابش می کند.
من به دستانم ستون عشق و اوبا یک تبر.
من بنایش میکنم او هم خرابش می کند.
هم خیالم می رود تا بوسه بر پیشانیش.
هم عرق پیشانی از شرم گناهش می کند.

بهر درمان دلم هر دم دوایی خواستم.
بی وفا می بینمش با سم علاجش می کند.
ای خدا رحمی خلاصم کن مرا کین بی وفا.
جان به دستش گر دهم در دم خلاصش می کند.
گفتمش رنجم مده دل سرکش است و پر غرور.
گفت بیصبری نکن عشقم براهش میکنم...
دیدگاه ها (۱)

درد بے درماڹ بگیرے دڸچرا عاشق شدےآب این دریاچۂ گل راچرا قای...

↯...رِفــــــــــیـــــق...↯داغـــــ.ـــــونَــــــم بِہ مُـ...

گاهـــــی " دلت " ... از سن و ســـــالت مـــــی گیر...

"ﺑﯿــﺨــﯿــــﺎﻟﺖ ﻣﯿﺸــــﻮمﺑـــﺮو..ﻣﻦ اﮔﺮ ﻣـــــــﻦ ﺑﺎﺷﻢ ، اﺷ...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط