{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را می بینم و می خوانم از آن دورهای دور

تو را می بینم و می خوانم از آن دورهای دور
میان خاطرات گنگ و نا فرجام و تکراری..
که هرگز رنگ بودن های تو بر آن نپاشیده !

تو می آیی و همچون باغ

پُر می گردم از عطر دل انگیز شکفتن ها !

پرستوهای مهمانم

به صد امید می خوانند

هزاران نغمه ی زیبا

تو می آیی و در چشمِ منِ شیدا

نگاهت مهر می تابد

صدایت شور می سازد

به جان خسته و تبدارم از غمها


تو می آیی و صبحی نو

مرا در بر گرفته..

سخت می تازد

به نام تو

به یاد تو

به کام دل

. . .

تو می آیی وصد افسوس

که تنها چشمِ دل، قادر به دیدار است...
دیدگاه ها (۲)

صدایت می کنم امشب مرا از عمق دل بنگرجوابم ده تو نجوا کن شود ...

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ، بی...

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ، بی...

به ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ، بی...

هر روز می پرسی: که آیا دوستم داری ؟من، جای پاسـخ بر نگاهَت خ...

من به دنبال کسی می‌گردمکه در این ورطهٔ طوفان زدهٔ بیشهٔ مابو...

من به دنبال کسی می گردم...که در این ورطه ی طوفان زده ی بیشه ...

من به دنبال کسی می گردم...که در این ورطه ی طوفان زده ی بیشه ...

@taninبه ساز عشق می خوانم بیاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دار...

‌‌شانه هایم مال تو شب گریه هایت مال مننغمه ی زیبا و طناز صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط