یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟
یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟
P9
آنیا داشت میرفت سمته کلاس که یک نفر گرفتش وبردش حیاط پشت مدرسه و جسبوندش به دیوار
آنیا:تو. ت..و 🍅🍅
تایلر :سلام خانوم کوچولو چرا این قدر قرمزی نکته تب داری
آمیا:نه تب ندارم ولی تو خیلی نزدیکی
تایلر نزدیک سورت آنیا شد:خاب که چی ها مکه چی میشه نزدیک تو باشم
(بعد آمد نزدیک تا آنیا را ببوس که یک نفر زد تو سر تایلر و تایلر افتاد روزی زمین و اون کسی نبود جز بکی [بله اون بکی بود نکنه انتظار داشتید دامیال باشه زه خیال باطل 😂])
بکی :آنیا تو حالت خوبه
آنیا راه
بکی :بیا بریم آنیا
آنیا:باشه
فلش بک به اون موقع بکی
وقتی از سرویس آمدم بیرون رفتم کلاس ولی آنیا را ندیدم منم یک راست رفتم تو حیاط دنبال آنیا بگردم که دیدم تایلر داره آنیا را به زور میبره منم رفتم زدم تو سرش
پایان فلش بک
ویو نویسنده
آنیا و بکی رفتن سرکلا س بعد از چرت و پرتی های معلم زنگ خورد دینگ دینگ
بکی :آنیا زود باش برو سالن اجتماعات
آنیا :باش بکی الان میرم
بکی :آفرین فقطبیا این را برات بزنم
بکی بیک بالم لب با تعم کارامل زد به لب آنیا
آنیا:این برای چی
بکی :برای وقتی که اگه دامیال بوست کرد لبت مزه کارامل بده
آنیا :عع بکی حالم را بهم نزن🤢
ویو دامیال
تا زنگ خورد رفتم سالن اجتماعات ولی اون خرگوش کوچولو خیلی دیرکرد
دامیال:پس کی میخواد بیاد
آنیا بعد از چند دقیقه آمد
دامیال :چرا این قدر دیر کردی خرگوش کوچولو 🎀 (با صدای نازوک و گوگلی این راگوفت )
آنیا :چون بکی گیرم کشید بود. ا راستی چی کارم داشتی
دامیال آمد نزدیک آنیا و دستش را دوکمر آنیا گذاشت و صورت اش را نزدیک گوشش آنیا کزاشت(نمیدونم چرا میدونم میخوام چی بنویسم ولی نمیدونم مغزم دیگه نمی مغز😐)
دامیال: فقط میخواستم بدونم که تو من را دوست داری یانه
آنیاام ببخشید گوجه شاید هم قرمز تر:خا. ب ام می ی دونی خاب من ش شناخت زیادی از تو ندارم ولی به اونوان دوست اره دوست دارم
دامیال رفت کمی عقب
دامیال :خوبه که دوستم داری البته من خیلی جذاب هستم معلومه که همه دختر ها تو تخم هستند(خود شیفته ولی از حق نگزرم واقعا دامیال خوشگله)
آنیا: خود شیفته
ــــــ این جا چه خبر
آنیا و دامیال برگشتند و اون کسی نبود جز
خاب دستم شکست
P9
آنیا داشت میرفت سمته کلاس که یک نفر گرفتش وبردش حیاط پشت مدرسه و جسبوندش به دیوار
آنیا:تو. ت..و 🍅🍅
تایلر :سلام خانوم کوچولو چرا این قدر قرمزی نکته تب داری
آمیا:نه تب ندارم ولی تو خیلی نزدیکی
تایلر نزدیک سورت آنیا شد:خاب که چی ها مکه چی میشه نزدیک تو باشم
(بعد آمد نزدیک تا آنیا را ببوس که یک نفر زد تو سر تایلر و تایلر افتاد روزی زمین و اون کسی نبود جز بکی [بله اون بکی بود نکنه انتظار داشتید دامیال باشه زه خیال باطل 😂])
بکی :آنیا تو حالت خوبه
آنیا راه
بکی :بیا بریم آنیا
آنیا:باشه
فلش بک به اون موقع بکی
وقتی از سرویس آمدم بیرون رفتم کلاس ولی آنیا را ندیدم منم یک راست رفتم تو حیاط دنبال آنیا بگردم که دیدم تایلر داره آنیا را به زور میبره منم رفتم زدم تو سرش
پایان فلش بک
ویو نویسنده
آنیا و بکی رفتن سرکلا س بعد از چرت و پرتی های معلم زنگ خورد دینگ دینگ
بکی :آنیا زود باش برو سالن اجتماعات
آنیا :باش بکی الان میرم
بکی :آفرین فقطبیا این را برات بزنم
بکی بیک بالم لب با تعم کارامل زد به لب آنیا
آنیا:این برای چی
بکی :برای وقتی که اگه دامیال بوست کرد لبت مزه کارامل بده
آنیا :عع بکی حالم را بهم نزن🤢
ویو دامیال
تا زنگ خورد رفتم سالن اجتماعات ولی اون خرگوش کوچولو خیلی دیرکرد
دامیال:پس کی میخواد بیاد
آنیا بعد از چند دقیقه آمد
دامیال :چرا این قدر دیر کردی خرگوش کوچولو 🎀 (با صدای نازوک و گوگلی این راگوفت )
آنیا :چون بکی گیرم کشید بود. ا راستی چی کارم داشتی
دامیال آمد نزدیک آنیا و دستش را دوکمر آنیا گذاشت و صورت اش را نزدیک گوشش آنیا کزاشت(نمیدونم چرا میدونم میخوام چی بنویسم ولی نمیدونم مغزم دیگه نمی مغز😐)
دامیال: فقط میخواستم بدونم که تو من را دوست داری یانه
آنیاام ببخشید گوجه شاید هم قرمز تر:خا. ب ام می ی دونی خاب من ش شناخت زیادی از تو ندارم ولی به اونوان دوست اره دوست دارم
دامیال رفت کمی عقب
دامیال :خوبه که دوستم داری البته من خیلی جذاب هستم معلومه که همه دختر ها تو تخم هستند(خود شیفته ولی از حق نگزرم واقعا دامیال خوشگله)
آنیا: خود شیفته
ــــــ این جا چه خبر
آنیا و دامیال برگشتند و اون کسی نبود جز
خاب دستم شکست
- ۷۵
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط