{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بارها گُریخته ای از مرگ

بارها گُریخته ای از مرگ
بی آن که بدانی بر سینه ات
چشم زخمِ بوسه های مرا د اشته ای!
دیدگاه ها (۱)

غزل،چشم های تو است ...کاش حافظِ چشم های تو بودم!

هر روز برایت نامه می نویسمو تو ،همه را “برگشت” می زنی ...سپا...

چشم هاترنگِ قهوه ی قَجَری ست ...نگاهم که می کنیذره ذره می می...

ماییم و سینه ای که در آن ماجرای توستــــــــــــــــــــــــ...

خنده های تو مرا باز از این فاصله کشتــــــــــــــــــــــــ...

من و #تو در ڪوله های مان براے درمان زخمـ دلتنگی،آغوش داشتیمـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط