{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقش آغوشت شیدم

نقش آغوشت ڪشیدم

اتفاق افتاد عشق

بوسہ هاے داغ چیدم

اتفاق افتاد عشق

هر چہ از زلفِ پریشانت

پریشان تر شدم

چون بہ چشم تو رسیدم

اتفاق افتاد عشق❤
دیدگاه ها (۱)

آن روز که مندل به سر زلف تو بستمدل سرزنشم کردتو هم سرزنشم کن...

♥ ﺃﺣــْﺒـَﺒْـﺘـَﻪُ ﻓَـــﺘـَﻜـَﺒَﺮْ ..ﻣِـــﻦْ ﺣَـــﻘـّـهہ ، ...

بگذار درآغوشتترانه عشق را زمزمه کنممیخواهم درچشمان بیقرارتغز...

آدینتون مباارڪدوستاان مهربانروزتون شاادامیدوارم یه روزعالےڪن...

🍒🌱وقتی که تو را آن‌سوی این فاصله دیدمبا آه، سفر کردم و سمت ت...

Part :13.... :من لئو ام لئو :اصلا مگه منو میشناسی!؟ و بعد زد...

اسم فیک: عشق آبیp9ات: آقا حواستون کجاست؟؟؟... خم شدم تا وسای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط