خزان منی و بهار رقیبم

خزان منیّ و بهار رقیبم
دچار توام ای دچار رقیبم !

تویی جمع ضدّین در منطق من
قرار منی ، بی‌قرار رقیبم

جهان شد حصارم از آن موقعی که
تو را دیده‌ام در حصار رقیبم

مرا پیر کرد انتظار تو اما
تو را پیر کرد انتظار رقیبم

از این شیر بودن چه زجری کشیدم
که آهوی من شد شکار رقیبم

مرا مثل فرهاد دیوانه کردی
که شیرین شود روزگار رقیبم

چه شب‌ها به یادت نخوابیدم اما
تو خوابیده بودی کنار رقیبم ...
دیدگاه ها (۶۵)

☀ ️🍂 شب رفت صبوح آمد ☀ ️🍂 غم رفت فتوح آمد☀ ️🍂 ...

زن‌ها می‌توانند در اوج دلتنگی #لبخند بزنند.#آواز بخوانند...#...

بزرگی میگفت؛زنده بودن حرکتی است افقی، از گهواره تا گور.اما ز...

صبح قشنگتون بخـــیر💃 صبحانه تون سرشار از عشق💖 لبخند روی لبات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط