{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا که برف اومده، درستش این بود: مادربزرگ زنده بود، نوه

حالا که برف اومده، درستش این بود: مادربزرگ زنده بود، نوه هاشو جمع میکرد دور کرسی، بساط چای و نخودچی کشمش و نقل و قصه های قدیمی‌رو راه مینداخت...
مگه نه؟
#نوستالژی
دیدگاه ها (۱۴)

☜↺هَمیشـــــــه پــاهــایــــــــــے❕ بـــه مــــا جُفتـَــ...

آدم هاهرچقدربزرگترمےشوند بیشتردلشان بغل مےخواهدحتےبیشترازڪود...

هر که را دیدم خیانت کرد و رفت هر که با من بود یار من نبود ه...

بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون خوش...

ماه خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط