{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی پارت

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۳۴

قبل اینکه شروع کنیم توضیحاتی که باید بدونید حتما بخوانید که تو داستان گیج نشید

پیمان خونین : وقتی که استفاده کننده ی کوسه ی خوناشام از کسی خوشش میاد و با رضایت طرف مقابل از خونش میخوره استفاده کننده ی کوسه نیاز به محبت کسی که خونش رو خورده داره و و کسی که پیمان رو میبنده نیاز به توجه به کسی که از کوسه استفاده میکنه

پیمان آسمانی : وقتی پیمان خونین زیادی قوی میشه یا قوانینش رعایت نمیشه دو طرف پیمان آسمانی میبندن استفاده کننده ی کوسه دیگه نیازی به خون طرف مقابل نداره ولی هردو به شدت به هم وابسته میشن پیمان آسمانی رو فقط دوتا پسر میتونن انجام بدن و اگه اون دو نفر واقعا عاشق هم باشن زیر چشم چپ هر دوشون یه هلال ماه مشکی ظاهر میشه پیمان اسمانی مثل ازدواج با فرق اینکه فقط دو تا پسری که واقعا عاشق همن میتونن پیمان اسمانی ببندن و بعدش دیگه قابل شکستن نیست

کیریشیما : هی میدوریا خوش حالم که ..... اینجا چخبره

*کیریشیما ایزوکو رو نگاه کرد دوباره جفت چشاش سفید شده بود دستاش کلا زخمی لباسش خونی می خواست تیغ رو فرو کنه تو گردنش که کیریشیما جلوش رو گرفت*

کیریشیما : هی ایزوکو به خودت بیااااااااااا

*کیریشیما هر چقدر سعی کرد ایزوکو رو اروم کنه نمیتونست تا اینکه ایزاوا با اون خانومه اومد(همون یارو با قدرتش بقیه رو بیهوش میکرد واقعا ببخشید اسمش رو یادم نیست) سریع ایزوکو رو بی هوش کردن تا اینکه باکوگو اومد *

باکوگو : اینجا چخبر چرا ایزوکو زخمی ؟؟؟

کیریشیما : ایزوکو دوباره چشماش سفید شده بود

دکتر : کاتسوکی سریع اون وسایلی که بهت دادم رو بده

باکوگو : بیا

دکتر : ایزوکو با کسی پیمان خونی داره

باکوگو : اره با من

دکتر : بیا نیاز به خون تو دارم

باکوگو : باشه

* دکتر کمی از خون باکوگو رو با سرنگ کشید و تو یه ظرف ریخت با یه سرنگ دیگه از خون ایزوکو کشید و ریخت تو همون ظرف هم زد و با سرنگ اون خون رو ریخت تو دوتا کپسول *

کیریشیما : دکتر ایزوکو به هوش اومد

دکتر : تا قبل اینکه دوباره حالت بد نشوده می خواییم بین تو و کاتسوکی پیمان اسمانی ببندیم قبول میکنی

ایزوکو : با...باشه (سرخ شد)

دکتر : جفتتون این کپسول هارو قورت بدید

*جفتشون کپسول هارو خوردن و پیمان اسمانی بسته شد*
ادامه پارت بعد 🎀
مبارکهههههه لیلیلیلیلیلی پیمان اسمانی انجام شد 🥳❤️ پیامی از طرف من به اوروروکا : بسوززززززززززز فقط بسوزززززززز🤪🎀
دیدگاه ها (۴)

قول دادم یه پارت از باکودکو بزارم بفرمایید ❤️🎀بعد اینکه این ...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۳۵*جفتشون کپسول هارو...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۳۳المایت : یه راه هس...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۳۲*باکوگو خواطرات دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط