{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮

امضای خونین عشق

part³²

_اره ولی بعد از یکسال و نیم، ما فقط یکسال و نیمه که باهمیم. به نظرت من دیونه ام؟ مشکل از روانی دارم؟ اشکال داره که همش دلم میخواد س*ک*س داشته باشیم؟

کاملیا داشت از خنده منفجر میشد، از روی صندلیش بلند شد و دستمو کشید تا منم از جام بلند کنه و در همون حال گفت:

_فکر کنم ما به مشروب احتیاج داریم.

چون تو زیادی داری بهونه میگیری و من میدونم این غرغر کردنات چیزی رو تغییر نمیدن. یه نگاه به اطراف بنداز ببینم کجاییم! انگار تمام نعمات الهی اینجا جمع شدن و تو هم یک دختر خوش هیکل، زیبا و جذابی. بزار یه نصیحتی بهت بکنم همیشه یادت باشه اگر این نشد بگو گور باباش و برو سراغ نفر بعدی.

تونیک گلدارمو روی مایوی دو تیکه مشکیم پوشیدم، موهامو با توربان عقب زدم و عینک افتابی از برند دیور رو روی چشم هام گذاشتم.
همراه کاملیا به طرف باری که توی لابی هتل بود راه افتادیم. مارک و هارلی رو توی لابی ندیدم برای همین کاملیا به اتاقش رفت تاهم ساک وسایلش رو اونجا بزاره و هم ببینه هارلی کجاست و ازش بپرسه برای ناهار قراره کجا بریم.
پشت یکی از صندلی های پایه بلند بار نشستم و به مردی که پشت کانت ایستاده بود اشاره کردم تا سفارشمو بگیره. سفارش دوتا جام پروسکو دادم،دقیقا همون چیزی که الان بهش نیاز داشتم.

صدای مردونه ای رو از پشت سرم شنیدم:

_فقط همین؟ فکر کردم ذائقه ات با شراب های موئت اند شندون سازگاره.

برگشتم و سرجام خشکم زد همون مرد بود و حالا دوباره جلوم ایستاده بود. امروز سرتا پاش مشکی نبود.
شلوار پارچه ای سفید پاش بود و یه پیراهن ساتن روشن که مثل دیروز دکمه هاش رو باز گذاشته بود و خیلی به رنگ پوستش میومد تنش کرده بود.
عینکش رو از روی بینیش برداشت و دوباره با همون نگاه یخش صاف و مستقیم خیره شد بهم.

شرط

"لایک۶٠"

"بازنشر۳۰"

"کامنت۱۰۰"
دیدگاه ها (۲)

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart³³به سمت متصد...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart³⁴کارت اعتبار...

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart³¹مشروبی که ت...

واقعا نمیدونم به این جور ادم ها چی بگم.

𝓣𝓱𝓮 𝓫𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮امضای خونین عشقpart²⁷وقتی حرفش ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط