{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یک

پارت یک
کوک ویو:
با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم رفتم کارای لازم رو انجام دادم و فرم مدرسه ام رو پوشیدم رفتم پایین و صبحونه که خدمتکار درست کردن رو خوردم رفتم مدرسه من یه امگا هستم و میتونم با یه امگا دختر و آلفای پسر ازدواج کنم ولی من اصلا نمیخوام ازدواج کنم(زارت😌)
ادمین ویو:
کوک میره مدرسش و همین🙂
کوک اومد خونه همچنان توی معرفی فیک گفتم کوک آروم هستش و زیاد درکل حرف نمیزنه
ته ویو:
با آلارم گوشیم بیدار شدم امروز تعطیل بود پس رفتم صبحانه خوردم و رفتم پای تلویزیون
پرش زمانی به ساعت ۳ ظهر:
کوک ویو:
همه درس هام رو تموم کردم واسه امتحان فردا هم خوندم پس بریم شیرموز بخوریم هورااااااا
ادمین ویو:
کوک میره شیرموز رو بر میداره و میره گوشیش رو ور میداره میره توش
_________________________________________
چه طور بود؟
دیدگاه ها (۸)

بچه ها برای حمایت از ته ته این رو پروفایلتون رو بزارین

سن ها:کوک:۱۸ته:۳۰مامان و بابای کوک:۵۰مامان و بابای ته:۵۹عموی...

https://wisgoon.com/lisa59161بچه ها ساعت چهار خواستگاری ایشو...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ¹² ( فردا ) « ویو سوجین » با صدای ج...

#Two_different_objectsویو لیا:صبح از خواب به زور آجوما بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط