{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شبم وعده دهی کایم و من در سر راهت

هر شبم وعده دهی کایم و من در سرِ راهت

تا سحر چشم به ره مانم و دانم که نیایی

#هاتف_اصفهانى
دیدگاه ها (۱)

گویند که هر چیز، به هنگام بُود خوشای عشق! چه چیزی که خوشی در...

مثل تهران که بغل کرده دماوندش راحل شدن در دل معشوقه که ایراد...

سوزش چشم من از لذت زیبایی‌توستخیره به تو بودم، پلک زدن یادم ...

قرب تو را دلیل همین بس بوَد که منافتاده‌ام به یاد تو هر جا ن...

نمی دانم بهار است و برف می بازدیا هنوز زمستان است و نامش بها...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

من ز داغِ عشقِ تو شبها نخوابم تا سحرخستگیم را ببین در چهره و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط