اعتراف شیرین
اعتراف شیرین
پارت ۱:
اون روز کنسرت داشتیم ولی یه چیزی تعقیر کرده بود.
نگاه های تهیونگ به کوکی....
وقتی بهش نگاه میکرد چشماش برق میزد رفتار هاش با کوکی عوض شده بود و همین اعضا رو کنجکاو کرده بود که چیشده توی کنسرت تهیونگ و کوکی روبه روی هم ایستاده بودن تهیونگ به چشمای کوکی زل زده بود استرس داشت ولی یکم بعد از هم جدا شدن و رفتن برای ادامه ی دنس کنسرت که تموم شد اعضا رفتن پیش هم برای شام اعضا تهیونگ رو بردن پیش خودشون و کوکی رو برای چند لحظه تنها گذاشتن.......
مایل به پارت ۲؟
پارت ۱:
اون روز کنسرت داشتیم ولی یه چیزی تعقیر کرده بود.
نگاه های تهیونگ به کوکی....
وقتی بهش نگاه میکرد چشماش برق میزد رفتار هاش با کوکی عوض شده بود و همین اعضا رو کنجکاو کرده بود که چیشده توی کنسرت تهیونگ و کوکی روبه روی هم ایستاده بودن تهیونگ به چشمای کوکی زل زده بود استرس داشت ولی یکم بعد از هم جدا شدن و رفتن برای ادامه ی دنس کنسرت که تموم شد اعضا رفتن پیش هم برای شام اعضا تهیونگ رو بردن پیش خودشون و کوکی رو برای چند لحظه تنها گذاشتن.......
مایل به پارت ۲؟
- ۵.۷k
- ۲۷ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط