یه وقتایی آدم اونقدر ضعیف میشه که حس می کنه

یه وقتایی آدم اونقدر ضعیف میشه که حس می کنه
حتی نسیم ملایمی که از لای پنجره ی اتاق داخل میاد ،
حتی مورچه ی کوچیکی که لبه ی دیوار راه میره ،
حتی یه کلمه ی ساده هم می تونه بهش آسیب وارد کنه ،
این آدم یه روزی از یه طوفان سهمگین ، یه مورچه ی بزرگتر و یه جمله ی تلخ و خشن بدجوری زخمی شده،
برا همین ترسیده
این آدم رو اذیتش نکنین ،
بذارین طعم اعتماد و بچشه ،
نذارین پلنگ زخمی درونش به جداره ی دیوارش چنگ بزنه ،
بعد سرخورده بیفته یه گوشه....
آدم وقتی آسیب می بینه
ضعیف میشه !
حالا هر چقدر هم که از کارما و تقدیر و چرخ سرنوشت توقع داشته باشیم بازم بعضی آدما هستن که _اتفاقا دلشون میاد_ بقیه رو اذیت کنن!! .
دیدگاه ها (۱)

رمان خبر ممنوعه

~ بعضی زیبایی‌ها رو نمی‌شه فقط تماشا کرد؛ باید برای چند لحظه...

ریاکشن

### پارت ۱۱: بازیِ شطرنج در میانه‌یِ بارانصدایِ آژیرها و فری...

امروز پسرا لایو بودننن𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜هوبی🐿: ریش من تقریباً اصلاً ...

🤩🖨️ وقتی خلاقیت یه پدر، با دنیای رنگارنگِ دخترش قاطی میشه! 💕...

Cold melody part 9سه هفته از اون روزِ فاجعه گذشت. رابطه‌یِ م...

#دلنوشت #استوری #تکست#گرانی #اضطراب#حسرت #استرس#متن #حرف #حر...

اوسی سونیک بندهههههههبریم یه بیو بدیمنام : لونا نام خانوادگی...

### پارت ۲: تاوانِ یک نگاهصدایِ خیسِ بارون بیرون از انبار، ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط