{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا میشناسی؟ منم کرم عُصیان

مرا میشناسی؟ منم کرم عُصیان
هیولایِ لولیده در سیبِ اِنسان
نشد در جنون شعری از خون بِزایم
منم شاعرے مُرده در مُشتِ هذیان

ترڪ خورده از خشک قلبم، لبانم
اگر خیس ِ خیسم از این چشم ِ جوشان
چه اقلیم ِ گنگی درونم نشسته
ڪه نیمم خلیج است وُ نیمم بیابان
تو آتشفشان در دهانم نشاندی
چگونه نسوزم به خط خط ِ هذیان
به دوزخ بڪش شعر ِ مُردابی‌ام را
ڪه آتش بگیرم نِیِستان، نِیِستان
اگر نِی به نِی استخوان استخوانم
بڪش مشعلت را بسوزان، بسوزان
ڪه رنگین ڪمانم پس از سِیل ِ سیلی
ڪبود ِ ڪبودم پس از مُشتِ باران
...ببین انتهایِ غزل را که از ما
نفس ماند وُ محبس، گلو ماند وُ دندان
ببین تیغ و شریان مرا می‌چلاند
بیا خونِ من را بنوش و بنوشان
قرار ِ فراری ندارم از اینجا
فقط یڪ دقیقه رها ڪن نگهبان
به تکرار ِیک فصل ِ دائم رسیدم
"زمسـتان، زمسـتان، زمسـتان، زمسـتان "
#علــــیرضا_آذر
دیدگاه ها (۱)

مرا میشناسی؟ منم کرم عُصیانهیولایِ لولیده در سیبِ اِنساننشد ...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

کپی ممنوع

سریال ترکی

#اخرین_پست_امشب 🙏🏻🌹بعضی شب‌ها، آدم فقط دلش می‌خوادشهر بخوابه...

کپی ممنوع

کپی ممنوع

من تو را ، باز تو را ، باز تو را میخواهم ..❤️🗓 #جمعه:۱۷ مهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط