{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش چون #پاییز بودم

کاش چون #پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.
برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,
آفتاب دیدگانم سرد می شد,
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه … چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,
شاعری در چشم من میخواند …شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد,
در شرار آتش دردی نهانی.
نغمه ی من …
همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.
پیش رویم :
چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر :
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام :
منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.
کاش چون پاییز بودم

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۶)

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم. بر...

کاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگها...

کاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگها...

#پاییز #عاشقانه پاییزی کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خام...

کاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگها...

کاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگها...

#کاش_چون_پاییز_بودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.برگه...

#پاییزکاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط