خدایا!
خدایا!
وقتی خورشید با پیراهن سرخابی خویش از پهنه آسمان رخت عزیمت می بندد، دلم عجیب می گیرد و بغضی از جنس نیاز در شاهراه گلویم می نشیند.
پروردگارا!
زندگیم را با عشق بی رنگ و ریای تو زینت می بخشم و نماز عشق را در محراب عبودیت تو به جا می آورم.
خدایا!
به تو امید دارم و به لطف و عنایت تو یقین، پس به شکوه و جلالت سوگند که مرا حتی برای لحظه ای از خود دور مساز.
پروردگارا!
توفیقم ده تا حق بندگی تو را به جا آورم
وقتی خورشید با پیراهن سرخابی خویش از پهنه آسمان رخت عزیمت می بندد، دلم عجیب می گیرد و بغضی از جنس نیاز در شاهراه گلویم می نشیند.
پروردگارا!
زندگیم را با عشق بی رنگ و ریای تو زینت می بخشم و نماز عشق را در محراب عبودیت تو به جا می آورم.
خدایا!
به تو امید دارم و به لطف و عنایت تو یقین، پس به شکوه و جلالت سوگند که مرا حتی برای لحظه ای از خود دور مساز.
پروردگارا!
توفیقم ده تا حق بندگی تو را به جا آورم
- ۷۴۹
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط