{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن دلآرام که دل آینهدار رخ اوست

آن دل‌آرام که دل آینه‌دار رخ اوست
دوستش دارم و داند که ورا دارم دوست

مرغ دل صید شد از تیر نگاهش زیرا
آن کمان‌کش مژه اش تیر و کمانش ابروست

چشم مست سیه‌ش رهزن هوش و خرد است
دام دلها شکن طره‌ی آن مشکین‌موست

بر لب جوی فرح‌زاست بسی بزم طرب
تا که آن سرو سهی سایه‌فکن بر لب جوست

نکنم رو بسوی کعبه و بتخانه و دیر
هر کجا دوست در آنجاست مرا رو سوی اوست

سوز دل رفع نگردد ز مداوای طبیب
وصل یار است که بیماری دل را داروست

بگزین یار خوش‌آواز و نکوچهره، "سحاب"
ز آنکه قوتِ دلت، آواز خوش و روی نکوست

✍️ #سحاب_اصفهانی

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۰)

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشتسوز و گداز شمع و من و دل اثر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط