{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی

من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره ی تنهایی من پیچاندی

مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی

ذکرها گفتی و بر گفته ی خود خندیدی
از همین نغمه ی تاریک مرا ترساندی

بر لبت نام خدا بود، خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی

دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ی ایمان خواندی

قلب صد پاره ی من مهره ی صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی

""جمع کن رشته ی ایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟""
دیدگاه ها (۵)

کاش میشدزندگی تکرارداشت....لااقل تکرار را یکبارداشت....ساعتم...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی.اما رازش را نفهمیدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط