یکروز سرمست از غرور
یکروز سرمست از غرور
خودرا دمی کردم مرور
خود با نگاهی خشمگین
فریاد زد با من به کین..!
زیبا جمالی ساختی
با آنکه زیبا نیستی
با ظاهری آراسته
حقی که انسان نیستی
با خلق و خوی آدمی
زین سان غریبی میکنی
یکسر به احوالت بزن
بینی که آدم نیستی
گرگ درونِ گله ایی
با جبه ای از میشها
با سگ تبانی کرده ایی
خون ریختی از پیشها
عمریست با مکرو ریا
بر قافله کردی جفا
با ناکسان و سارقان
پیمان تو بستی در خفا
با ظلم عمری تاختی
افسوس خود نشناختی
غافل ز احوالت شدی
عقبای خود را باختی
زیر درفش نفس بد
طرحی دگر انداختی
از بهر خود در آن جهان
قصری ز آتش ساختی...
#فریاد_درون
خودرا دمی کردم مرور
خود با نگاهی خشمگین
فریاد زد با من به کین..!
زیبا جمالی ساختی
با آنکه زیبا نیستی
با ظاهری آراسته
حقی که انسان نیستی
با خلق و خوی آدمی
زین سان غریبی میکنی
یکسر به احوالت بزن
بینی که آدم نیستی
گرگ درونِ گله ایی
با جبه ای از میشها
با سگ تبانی کرده ایی
خون ریختی از پیشها
عمریست با مکرو ریا
بر قافله کردی جفا
با ناکسان و سارقان
پیمان تو بستی در خفا
با ظلم عمری تاختی
افسوس خود نشناختی
غافل ز احوالت شدی
عقبای خود را باختی
زیر درفش نفس بد
طرحی دگر انداختی
از بهر خود در آن جهان
قصری ز آتش ساختی...
#فریاد_درون
۷۵۷
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۷۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.