{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایم‌ را از شعر بیرون نمیگذارم

پایم‌ را از شعر بیرون نمیگذارم
این لباس چارخانه را دوست دارم
خانه ای برای من
خانه ای برای تو
خانه ای برای ما
و
خانه ای برای هیچکداممان.
هرصبح
از جیبهایم
دلتنگی ام را میتکانم
زیباترین گلها را برایت انتخاب میکنم
و تاجی میزنم بر موهای آشفته ات .
چشمانت راببند
به یاد بیاور
کافیست
از شعرم بیرون زده باشی
شعر تمام میشود
بی انکه
گریه هایم رابغل کنی.
دیدگاه ها (۳)

.محبوبمدر بیداری کنارم نیستیحداقل شب ها در خیال و رویا تنهای...

نبینم غم و اشک و تو چشمات نبینم داره می لرزه دستاتنبینم ترس ...

من از این فاصله ها ، فاصله ها دلگیرم بی تو اینجا چه غریبانه ...

زیر باران رفتمدلم از پاکی باران لرزید و نگاهم را شست و صدایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط