شب را از جام پنهان چشمانت
شب را از جام پنهان چشمانت
سر کشیده ام...
ترک های سرد سرمستیم را ندیده ای؟!
زخمهای بی مرهم شبانه ام می سوزد
و آه نمی کشد..
تمام شب در انتظار می مانم
شاید ترک های مستی ام شکوفه کند
وقتی شعر نوازشت را پوشیدم...
شاید پنجره ی نگاهت
آه غزل های مرا به نسیم سپرد..
پنجره ی چشمانت را بگشای
شعر خیس مرا بتکان...
سر کشیده ام...
ترک های سرد سرمستیم را ندیده ای؟!
زخمهای بی مرهم شبانه ام می سوزد
و آه نمی کشد..
تمام شب در انتظار می مانم
شاید ترک های مستی ام شکوفه کند
وقتی شعر نوازشت را پوشیدم...
شاید پنجره ی نگاهت
آه غزل های مرا به نسیم سپرد..
پنجره ی چشمانت را بگشای
شعر خیس مرا بتکان...
- ۲.۶k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط