وقتی تو برجک، پستی
وقتی تو برجک، پستی
و چشات از بی خوابی هی بسته میشه و زانو هات خشک شده ...
وقتی شبا تو آسایشگاه می خوابی و با خودت میگی خدا کنه این چهار ساعتو خوب بخوابم ...
وقتی به بعد خدمتت فکر می کنی که کار و بارو چی کنی ...
همیشه حساب می کنی چن روز مونده، چن ماه مونده، چقدِ خدمتت رفته و بعد میری تو فکر ...
فقط یه سرباز میدونه شمردن یعنی چی .
و چشات از بی خوابی هی بسته میشه و زانو هات خشک شده ...
وقتی شبا تو آسایشگاه می خوابی و با خودت میگی خدا کنه این چهار ساعتو خوب بخوابم ...
وقتی به بعد خدمتت فکر می کنی که کار و بارو چی کنی ...
همیشه حساب می کنی چن روز مونده، چن ماه مونده، چقدِ خدمتت رفته و بعد میری تو فکر ...
فقط یه سرباز میدونه شمردن یعنی چی .
- ۲.۷k
- ۲۰ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط