{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرم خسته شدی زجر کشیدی احسنت

پدرم خسته شدی زجر کشیدی احسنت
خم به ابرو نکشیدی نبریدی احسنت

دل و جانم به فدایت چه کنم با غم تو
پدرم تاج سری مهر خریدی احسنت

منه بیمار محبت که پر از درد و غمم
تو طبیب دل من ، مهر ندیدی احسنت

گر چه دنیا نکند رحم به تو ای پدرم
کمرت میشکند درد کشیدی احسنت

تکیه گاهم شده ای من چه کنم کوه غمی
بی نیازی ز جهان مهد امیدی احسنت

ای خدا سایه ی او را تو مگیر از سر من
به تنش جامه ی غم را تو کشیدی احسنت

ای صبا پیر شدی خسته ی دوران گشتی
تک و تنها چه عذابی تو بدیدی احسنت


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
دیدگاه ها (۳)

عَلی شاهعَلی ماهعَلی راهعَلی نَصْرُمِن اللهعَلی زِمزِمه ی هَ...

پدرم خسته شدی زجر کشیدی احسنتخم به ابرو نکشیدی نبریدی احسنتد...

پدرکه باشی سردت می شود ولی کت برشانه فرزند می اندازی.چهره ات...

نام زیبای پدر با سیم و زر باید نوشت.خوب و عالی با عیاری معتب...

تکپارتی عضو هشتم ویو ات سلام من ات 26سالمه عضو هشتم گروه بی ...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط