سر کتابی که این همه مدت منتظرش بودم و با خودم گفته بودم ی
سر کتابی که این همه مدت منتظرش بودم و با خودم گفته بودم یک ماه طولش میدم تا این همه انتظار یه روزه تموم نشه، سه روز بیشتر دووم نیاوردم.
و الان تموم شده و من نمیدونم چه حسی دارم؟
خوب؟ عالی؟ بینهایت عالی؟ شاید حتی افسردگی پایان؟
نمیدونم. فقط میدونم قلبم تا ابد متعلق به سهگانهٔ سایمون اسنوعه.
***
پ.ن: خیلی جلوی خودم رو گرفتم، ولی نتونستم اون میم رو درست نکنم.
و الان تموم شده و من نمیدونم چه حسی دارم؟
خوب؟ عالی؟ بینهایت عالی؟ شاید حتی افسردگی پایان؟
نمیدونم. فقط میدونم قلبم تا ابد متعلق به سهگانهٔ سایمون اسنوعه.
***
پ.ن: خیلی جلوی خودم رو گرفتم، ولی نتونستم اون میم رو درست نکنم.
- ۱۲.۰k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط