{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بدترین خاطره ای که از آن دوران دارم یک روز جمعه بود

🔴"بدترین خاطره ای که از آن دوران دارم یک روز جمعه بود..."

🔹در کمیته مشترک معمولاً رسم بود روزهای جمعه بازجوها به مرخصی می‌رفتند و از شکنجه و بازجویی خبری نبود، ولی آن جمعه مرا به اتاق آرش بردند. در آنجا دیدم شوهرم را از پا آویزان کرده و آن‌قدر زده‌اند که زمین زیر سر او، پر از خون بود! صورتش آن‌قدر ورم کرده بود که او را نشناختم! با دیدن این منظره وحشت کردم و در حالی که به‌شدت جیغ می‌کشیدم، سعی کردم خود را به شوهرم برسانم و سرش را در آغوش بگیرم، ولی آنها موهایم را گرفته بودند و سعی می‌کردند مرا از او دور نگه دارند! شوهرم در آن وضعیت وحشتناک دائماً از من می‌خواست آرام بگیرم، ولی نمی‌توانستم. آنها وقتی دیدند به این شکل نمی‌توانند از ما حرف بکشند، هر دوی ما را به اتاق شکنجه‌گر وحشی، حسینی بردند. شوهرم را در دستگاه آپولو نشاندند و مرا هم به تخت بستند و حسابی کابل زدند، آن‌قدر که ناخن‌هایم افتادند! هنوز آثار آن شکنجه‌ها به صورت پادرد و کمردرد در شوهرم باقی مانده است.

📚مصاحبه سرکارخانم فاطمه اسماعیل نظری-موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

✅کانال تاریخ پهلوی👇
https://eitaa.com/joinchat/4153737506C363110af5c
دیدگاه ها (۱)

﷽🗣دروغ عملی❌🔻برخی ها فکر می کنند دروغ فقط به صورت زبانی است....

خدایان تناقض 😏سید حسن آقامیری (امسال):«شما چکاره‌اید که به ک...

آقای اژه ای مگه نگفتین برای عفاف و حجاب قانون داریم و نباید ...

یکی. از. برعندازان. گفت. این. شوخی.جواب : شوخی. شوخی. جدی. م...

سبک سیاه زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط