{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی برای خودت قهوه خواهی ریخت ، روبه روی پنجره ایستاده و

روزی برای خودت قهوه خواهی ریخت ، روبه روی پنجره ایستاده و همینطور که گرمای فنجان قهوه را تا عمق سلول های تنت حس می کنی ، خبرهای روز را مرور خواهی کرد و ناگهان دلت خواهد لرزید ؛ چون فراموش کرده ای به گل های پژمرده ی اتاقت آب بدهی .
اما دلت برای کسی نخواهد لرزید ! دلتنگ کسی نخواهی بود و افسوس چیزی را نخواهی خورد .
روزی تمام غصه ها و آدم های رفته را در آسیاب عادت ، حل کرده و فراموش می کنی هرچیز و هرکس و هر خاطره ای را که آزارت می دهد ،
و این نوعی مکانیسم دفاعیِ حیاتی برای سلامت و بقای انسان هاست .
گاهی لازم است که ذهن ، خاموش باشد ،
گاهی لازم است بعضی خاطره ها و آدم ها ، فراموش شوند ،
و گاهی لازم است بپذیری که دلت فقط برای گل های تشنه ی اتاقت لرزیده ، قهوه ات را بنوشی و به چیز دیگری فکر نکنی ...
دیدگاه ها (۱)

راستش هیچ چیز به اندازه ی این که همه ی زندگی ام را بریزم توی...

می خواهم به کوهستان بروم ...جایی که پر از آوازِ عقاب هایِ آز...

*اقلامی که میتوان با یارانه واریز شده هر ماه خریداری کرد:*۳۸...

دیروز از یه خانمی پرسیدم: تو که شوهر داری چرا دوست پسرداری😳 ...

عاشقانه های شبنم با معبود

در هر رابطه ای که ما بیشتر از طرف مقابل برای بقای رابطه تلاش...

#قطعه‌ای.که.مارو.به.هم.وصل.می.کنه #پارت3--------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط