{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گویند : صاحب دلی ، برای اقامه نماز به مسجدی رفت.

گویند : صاحب دلی ، برای اقامه نماز به مسجدی رفت.

نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند که پس از نماز ، بر منبر رود و پند گوید....

پذیرفت ... نماز جماعت تمام شد.

چشم ها همه به سوی او بود.

مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.

بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.

آن گاه خطاب به جماعت گفت :مردم! هر کس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد ، برخیزد!

کسی برنخاست.

گفت :حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است ، برخیزد !

باز کسی برنخاست.

گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید ؛ اما برای رفتن نیز آماده نیستید
دیدگاه ها (۶)

گویند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت.نمازگزاران ،...

گویند صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران، ه...

#داستان_امشب...آمادگی برای رفتنصاحب دلی برای اقامۀ نماز به م...

#تلنگر 94گویند : صاحب دلی ، برای اقامه نماز به مسجدی رفت. نم...

صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران ، همه ا...

گویند : صاحب دلی ، برای اقامه نماز به مسجدی رفتنمازگزاران ، ...

نقل کردند صا‌حب دلی،برای اقامه نماز به مسجدی رفت . نمازگزارا...

✅حکایتهای پندآموز🔸گویند: صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی ...

صاحب دلی برای اقامه نماز به مسجد رفت نمازگزاران ، همه او را...

صاحب دلی برای نماز به مسجدی رفت. از او خواستند که بر منبر ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط