{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستی و حالا

نیستی و حالا
تمام مردم شهر شبیه تو لباس می‌پوشند،
و خیابان‌ها عطر تو را به خود گرفته‌اند...
غم‌انگیز نیست؟
اینکه پشت به یک شهر بیاستم
و تو را صدا بزنم!
همه برگردند و به من خیره شوند ،
و هیچ کدام تو نباشی !
دیدگاه ها (۲)

می‌توانم امشبشعرها بنویسم از همیشه غمگین‌تر؛دوستش داشتم، او ...

بی قرار توام و در دل تنگم گله‌هاست...آه بیتاب شدن عادت کم حو...

بهاي سنگيني دادمتا بفهمم كسي را كه قصد ماندن نداردبايد راهي ...

دست‌های من ‏پیش از آنکه تو را در آغوش بگیرند‏چه می‌کردند؟

پرده نشین

طلسم چشای بانمکت/ p11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط