{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خار خندید و به گل گفت سلام

خار خندید و به گل گفت سلام
و جوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دست بی رحمی نزدیک آمد،گل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت سلام...


گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی
عشق
اسارت
قهر و آشتی
همه بی معنا بود..
دیدگاه ها (۲)

گاهی در نبود تنها یک نفرگویی جهان به تمامیخالی است.👤 #آلفون...

من اسیرم!عاشقم عاشق‌تر ازافسانه‌هابا خیال روی تو من ماندم و ...

خدا کند یه اتفاق خوب بیافتد وسط زندگیمان!آری همینجا..وسط بی ...

کم باشاصلاهم نگرانِکم شدنت نباشآنکس ک اگرکم باشی گمت کندهمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط