گفت دنیا چیست؟ گفتم قصه‌ای دلگیر و بودار

گفت دنیا چیست؟ گفتم قصه‌ای دلگیر و بودار
گفت با لبخند: از دست شما مردان تودار

از شما پنهان نباشد از خدا پنهان نبوده‌ست
عشق گاهی آبروبر بود و ما گاه آبرودار

رشته‌ای از موی او در باد بالا رفت و افتاد
قصه‌ی ما را نسیمی برد بر روی نمودار

هر زمان در صحبتش حسرت به دل "ای کاش" می‌گفت
در دلم گفتم: به حق قلب‌های آرزودار...

با نفس‌های عمیقم چشم بر من دوخت آرام
گفت: دنیا چیست؟ گفتم قصه‌ای دلگیر و بودار
#سیدسعید صاحب علم
#مدل_لباس
دیدگاه ها (۲)

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

امید به خدا، باید در کردارت باشد نه در حرف🔹️ادامه کلام امام ...

پس از مدت ها قلم در دست و می نویسم ...روزگاری شعر می سرودم ...

هیچ کس نشناخت دردا! درد پنهانِ علی(ع)چون کبوتر ماند در چاه ش...

همایون عزیزی شاعر افغانستانی

نسخه برای افرادی که عینک تیره می زنندپای صحبت خیلی ها که می ...

pawn/پارت ۳۹

#پارت_۲۱۷ #آخرین_تکه_قلبم به قلم #izeinabii یادمه چشمای تو ....

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه144 خطبه اى از آن حضرت (ع ) خداوند...

مرد .مرد است وزن زن پدر سیاوش همیشه عقیده داشته است که مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط