{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برایش نوشتم و نوشتم و نوشتم

برایش نوشتم و نوشتم و نوشتم
خواستم که بماند
خواستم که بسازد
تمامِ خرابه ای که از رابطه مان باقی مانده بود را
تمامِ خاطراتِ خوبمان را برایش از نو مرور کردم
که ما این بودیم و آن بودیم
که رفتن را اگر انتخاب کنی
میشویم نُقلِ محفلِ تمامِ آنهایی که
چشمِ دیدنِ دو نفره مان را نداشتند
که سوژه ی خنده شان میشویم
گفتم من از حرفِ مردم بیزارم
از نگاه هایی که بعد از تو به من میشود تو میروی و عینِ خیالت هم نیست مینشینی در جمع دوستانه تان و از حریممان به طنز با افتخار سخن میگویی من اما روزها، ماه ها، سالها حتی زمان میبرد برایم تا بتوانم کسی که شبیه تو نباشد را وارد زندگی ام کنم، ارسال کردم به دقیقه نکشید که پاسخم را داد "هر طور راحتی" و امان از این جمله ی بی سر و ته لعنتی که اکثرِ قریب به اتفاقمان برای یکبار هم که شده چشیده ایم مزه ی تلخش را در زندگیمان..


علی قاضی نظام
دیدگاه ها (۶)

My lovely neighbor part : 64

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

برایش نوشتم و نوشتم و نوشتمخواستم که بماندخواستم که بسازدتما...

برایش نوشتم و نوشتم و نوشتمخواستم که بماندخواستم که بسازدتما...

.برایش نوشتم و نوشتم و نوشتمخواستم که بماندخواستم که بسازدتم...

برایش نوشتم و نوشتم و نوشتمخواستم که بماندخواستم که بسازدتما...

برایش نوشتم و نوشتم و نوشتمخواستم که بماندخواستم که بسازدتما...

‍ برایش نوشتم و نوشتم و نوشتمخواستم که بماندخواستم که بسازدت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط