ای بی دلان من ز سودای غم اش
ای بی دلان من ز سودای غم اش
بیمارم
چو درختی ریشه دار سوخته کل
شاخ و برگ ام
هر رگی سوخت ای
ز کار ناپسندش او با دیگری
هر شب من بیدارم تا با عاشقان پرواز کنم
آیی هرجا که خانه است خانه ای من
نیست
آی هرجا که عاشق است
من خورشید را بیدار کنم🍃🕊️
بیمارم
چو درختی ریشه دار سوخته کل
شاخ و برگ ام
هر رگی سوخت ای
ز کار ناپسندش او با دیگری
هر شب من بیدارم تا با عاشقان پرواز کنم
آیی هرجا که خانه است خانه ای من
نیست
آی هرجا که عاشق است
من خورشید را بیدار کنم🍃🕊️
- ۱.۷k
- ۲۱ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط