{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خودم بدم آمد

از خودم بدم آمد
وقتےکه به پسرک گفتم :

کفش هایم را خوب رنگ کن

و او گفت :

خاطرت جمع باشد

مثل سرنوشتم برایت سیاه می کنم
دیدگاه ها (۱)

تا می‌توانے نیا!!من و خیابان و ابرها،تصمیم گرفتیم هرشب،یڪے ب...

.... بیچـــــاره مَن ڪِہ هًمـــــہ گٌفتًڹ مآشاللّہ بیـــــــ...

صَـــــبرَت ڪِه تَـمام شُـــد....نَـــرومَــعرِفَـت تـازِه ا...

ﺍﺷـﻚ ﻫﺎﻳـﻢ ،ﺩﻟﺘﻨﮕـﻲ ﻫﺎﻳـﻢ ﺩﻟـﺨﻮﺭﻱ ﻫﺎﻳـﻢ ﻭ ﺗـﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓـﻬﺎﻱ ﻣـﻦ ...

سلام بچه ها امیدوارم حال همتون خوب باشه میشه بگید دوست دارید...

فصل سوم بخش اول جنگل بی انتها از زبان آنتونی part39

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط