{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با خونسردی گفتم برایم مهم نیست!💔💔💔

با خونسردی گفتم برایم مهم نیست!💔💔💔
رفت که رفت …
نماند که نماند
نشد که نشد …
من اهل التماس نیستم
من فراموشش می کنم …
اصلا طوری فراموش می کنم انگار از اول نیامده بود …
من گفتم و تمام آنهایی که شنیدند
باورشان شد
اما قلبم ، در تمام مدت طوری می تپید که انگار دارم دروغ می گویم!
نمیدانم تکلیفم با قلبی
که نمی خواهد رفتن تو …
و حرف های مرا باور کند چیست …!!💔💔💔

#فرشته_رضایی

#Baran
#تنهایی #تکست_ناب
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

چند پارتی

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

سناریو جونگکوک

نشان سوخته.

پارت3یونگی چند قدم عقب رفت، انگار ضربه‌ی سنگینی به قفسه‌ی سی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط