{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در طالعم نبود که با تو سفر کنم

در طالعم نبود که با تو سفر کنم
رفتم که رنج های تو را مختصر کنم

 

این روزها سکوت من از ناتوانی است
من کیستم که از تو بخواهم حذر کنم؟

هرگز مباد این که بخواهم به جرعه ای
طعم زبان تلخ تو را بی اثر کنم

آن قدر دور می شوم از چشمه های تو
تا باغ را به دیدن تو تشنه تر کنم

آن وقت با خیال تو یک رود می شوم
تا با تو از میان درختان گذر کنم

جان در ازای بوسه ی تو...حاضرم که من
بازنده ی معامله باشم، ضرر کنم

هرگز نخواستم که به نفرین و ناله ای
از ظلم تو زمین و زمان را خبر کنم

دارم به خاطر تو از این شهر می روم
شاید که دیدمت نتوانم حذر کنم



#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

بوی لباس های تو این روزهای سالعطر شکوفه های انار است و پرتقا...

می روم شاید کمی حال شما بهتر شودمی گذارم با خیالت روزگارم سر...

باشـد بـــرو بـعــد از تـــو هـم مـن می تـوانـمسـرشـار از عـ...

دوستت دارم چه بیرحمانه باور کن عزیز    !عاشقم یک عاشق دیوانه...

درخواستی هانغرق شوم؟وقتی به چشمانت خیره می‌شوم دریایی میبینم...

https://wisgoon.com/namotevarihttps://wisgoon.com/v/BCF0185S...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط