‌

خسته‌ ترینِ هر شب من‌ ام
باربرِ عشق‌ ام
بر دوش‌ ام باری به نام تو
جز من کسی حمل‌ اش نمی‌ کند
اگر رهایش کنم شاید شانه‌ ام آسوده شود
اما قلب‌ ام درد می‌گیرد

#شعرجهان /جیحون ییلماز #مترجم : #مجتبی_نهانی
دیدگاه ها (۳۶)

نه دوری تا انتظارت کشمو نه نزدیکی، تا دیدارت كنمو نه از آن م...

با شب هایی که یادِ تو دست از سَرم برنمی دارد چه کنم؟!کاش کسی...

شاید اگر می دانستیم هر انسانی چه باری را بر دوش می کشد کمتر ...

وقتى كه مى گيرد دلم ،ياد تو را تن مى كنم تنها به ياد بودنت ،...

رها🦋 زن ها عجیب اندگاهی تمام وجودشان از شدت درد به زانو افتا...

تاپی من، دومین پاییز زندگیت مبارکمون… تو فقط یه گربه نیستی؛ ...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

تو مپندار که من فکر تنم، نگران سرطان وطنم...این شعر از مجتبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط