{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوایم داشت

هوایم داشت
رفته رفته
خراب تر می شد

و اشک
در چشمانم
بیشتر بیشتر

به گمانم
شباهنگام
چیزی شبیه به تو
درونم
شروع به باریدن کرده بود
دیدگاه ها (۸)

غربت یعنی صندلی خالی تو وقتی زمینم وارونه می چرخد . آنجا...

چـقـد سخـته ؛ دلتـــنگ كـســے بشـے كــہ بـهش قــول دادی ...

باران را دوست دارم ... چون رفتن را بلد نیست... فقط می آید .....

متن بسار زیباییه حتما بخونید و به اشتراک بگذارید... ﭘﺴﺮ ﺩﻩ ...

احساس می کنم خیلی دور رفتی و در درونم هنوز تو را صدا می زنم ...

ادامه چپتر دومصدای ران از آن طرف آمد، اما آکاری فقط تکه‌هایی...

کودک ناخواسته/part14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط