{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوایم داشت

هوایم داشت
رفته رفته
خراب تر می شد

و اشک
در چشمانم
بیشتر بیشتر

به گمانم
شباهنگام
چیزی شبیه به تو
درونم
شروع به باریدن کرده بود
دیدگاه ها (۸)

غربت یعنی صندلی خالی تو وقتی زمینم وارونه می چرخد . آنجا...

چـقـد سخـته ؛ دلتـــنگ كـســے بشـے كــہ بـهش قــول دادی ...

باران را دوست دارم ... چون رفتن را بلد نیست... فقط می آید .....

متن بسار زیباییه حتما بخونید و به اشتراک بگذارید... ﭘﺴﺮ ﺩﻩ ...

عاشقانه های شبنم درکنار رهبر

عاشقانه با رهبر

_____پارت¹³ نفرین کوچولو_____*رُزالینث*به سمت اتاقم رفتم.کتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط