{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار از سال‌های قحطی عشق

انگار از سال‌های قحطی عشق
به صبح رسیدم!
خوابت را چنان محکم در
آغوش گرفتم،
که حتی سیلیِ داغ خورشیدبَر
گونه هایم بوسه میزند
دیدگاه ها (۰)

نہ بہ صبح🌤 نہ بہ خورشیدونہ بہ غوغاے پرنده هاےخواب آلودبتوفڪر...

می‌خواهم به یادِ من باشی ...اگر تو به یادِ من باشی ،عینِ خیا...

سلامممم به همگی چطورین؟امیدوارم همطون حالتون خوب باشه خیله خ...

نمیدانم اکنون که دوباره خام را به جوهر آمیختم ، چه در آن سر ...

دوریاکی کوچولو"پارت نمد چند لایک بالای 8 تا#مایکی#سناریو#فیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط