{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشمانت خیره می شوم . . .

به چشمانت خیره می شوم . . .
برق چشمانت هوش از سرم می برد ،
گویی شرابی هفت ساله نوشیده باشم
تو کیستی که اینگونه مرا مست و مدهوش خود کرده ای ؟
نمیدانم . . .
بی گمان تو زاده ی عشقی و من مجنون و شیدای تو . . .

👄 👄
دیدگاه ها (۱)

دل است دیگرمثل اناری ترک برمیداردخواه از دلتنگییا از حرفی و ...

به شوق آمدن صبحشب را بیدار ماندم،تا زودتر از آفتاب به چشم‌ها...

هیچ گاه از خدا نخواه که …تمام دنیا رو بهت بدهازش بخواه کسی ر...

اصلا چه معنی دارد که ما قهر نکنیم؟!بوسه های آشتی رادیوانه وا...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲۶

چپتر نهم

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط