عاشقخونشیابدنش
#عاشق_خونش_یا_بدنش
پارت۷
<از زبون فیلیکس
رفتم پیش بچه ها ببینم میتونم درباره هیونجین اطلاعات بدست بیارن
نمیدونم چرا قبول کردم براش کار انجام بدم
رسیدم به خونه و در زدم
÷کارت شناسایی
باز کار های همیشگی هان شروع شد
فیلیکس: هان منم درو باز کن
هان: اسم رمز
فیلیکس: همون بهتره که سرت تو گوشی باشه
چانگبین با داد به هان گفت
چانگبین: جیسونگ ول کنننن دیگه ده.ن فیلیکس رو سر/ویs نکنننن *با داد*
هان درو باز کرد و گوشش رو با اون یکی دست گرفت
هان: بیا داخل ولی ری اکشن بنگچان از همتون بهتر بود
فیلیکس: حقته
هان: زهر ماررررر گوش من تیر کشید نه گوشتو که اصلا داخل خونه نبودی
چانگبین: ادامه بدی بلند ترم داد میزنم * با داد*
هان: اوف باشه ، یونگبوک برو حال بشین من میام الان چانی هم تو حاله
رفتم سمت حال و چانگبین هم تو حال بود
فیلیکس: چان گوشت درد نگرفت؟
چان: مگه گوش ادم درد میگیره اصلا؟ .مگه من گوش دارم؟
چانگبین مثل همیشه به خواتر ویو کم ویدیوش عصبی و اعتراض داشت
فیلیکس: مثل همیشه؟
چان هم سرش رو تکون داد
اوفی از بی حوصله گی کشیدم و نشستم روی مبل سمت چپ چان و چانگبین
فیلیکس: چانگبین اگه این وضع ادامه پیدا کنه اینجا رو تا ۳ هفته بعد به اتیش میکشی از ویدیو گرفتن بیا بیرون لطفا
هیچی نگفت و فقط اخم توی صورتش دیده میشد
فیلیکس: راستی باز قرار ازتون کار بکشیم
چان: دوباره اطلاعات میخوای ؟
سرم رو تکون دادم هم زمان هم گفتم اوهوم
چان: از کی؟
فیلیکس: شاید اینبار یکممم سخت تر باشه چون خوناشامه
چانگبین: خون اشام؟ مگه خون اشام فقط توی کارتون های بچه گونه نیست؟
فیلیکس: منم همینطور فک میکردم ولی دیدم نه اون دندون واقعیه
چان: اسمش چیه؟ فامیلیش چیه؟ قدش؟ سنش؟ به چی علاقه داره؟ کیی مشوک شدی بهش ؟
فیلیکس: هوانگ هیونجین همونی که هم خونمه. اون وقت که مثلا انگار مثلا انسانه گفت ۲۵ سالشه دیگه واقعا نمیدونم قدش ۱۷۸ . فقط یه بار بهم گفت به نقاشی علاقه داره. مشکوک نشدم جنازه رو تو اتاقش دیدم و اون وقت فک کنم بیهوش شدم
هان اومد تو حال
هان: چه جوری بهش اعتماد کردی
فیلیکس: گفت بهم احتیاج داره تا کاری انجام بده
هان: به نظرت منظورش از کشتنت نبود
فیلیکس : خودش گفت باید یه دختر رو ببینم و انگار از خون اون دختر تغذیه کرد ولی حافظش روپاک نکرد منم باید کمکش کنم
هان: اگه تله باشه چی
فیلیکس: دیگه اگه تله بود که به جاش منو میکشت راحت میشد سریع تر
چان: سخته پیدا کردن اطلاعات یک خون اشام ولی وقتی پیدا کردم بهت پیام میدم
.
.
.
.
اینم پارت ۷
شرط :
نداره چند دقیقه میزارم پارت بعدیش رو
پارت۷
<از زبون فیلیکس
رفتم پیش بچه ها ببینم میتونم درباره هیونجین اطلاعات بدست بیارن
نمیدونم چرا قبول کردم براش کار انجام بدم
رسیدم به خونه و در زدم
÷کارت شناسایی
باز کار های همیشگی هان شروع شد
فیلیکس: هان منم درو باز کن
هان: اسم رمز
فیلیکس: همون بهتره که سرت تو گوشی باشه
چانگبین با داد به هان گفت
چانگبین: جیسونگ ول کنننن دیگه ده.ن فیلیکس رو سر/ویs نکنننن *با داد*
هان درو باز کرد و گوشش رو با اون یکی دست گرفت
هان: بیا داخل ولی ری اکشن بنگچان از همتون بهتر بود
فیلیکس: حقته
هان: زهر ماررررر گوش من تیر کشید نه گوشتو که اصلا داخل خونه نبودی
چانگبین: ادامه بدی بلند ترم داد میزنم * با داد*
هان: اوف باشه ، یونگبوک برو حال بشین من میام الان چانی هم تو حاله
رفتم سمت حال و چانگبین هم تو حال بود
فیلیکس: چان گوشت درد نگرفت؟
چان: مگه گوش ادم درد میگیره اصلا؟ .مگه من گوش دارم؟
چانگبین مثل همیشه به خواتر ویو کم ویدیوش عصبی و اعتراض داشت
فیلیکس: مثل همیشه؟
چان هم سرش رو تکون داد
اوفی از بی حوصله گی کشیدم و نشستم روی مبل سمت چپ چان و چانگبین
فیلیکس: چانگبین اگه این وضع ادامه پیدا کنه اینجا رو تا ۳ هفته بعد به اتیش میکشی از ویدیو گرفتن بیا بیرون لطفا
هیچی نگفت و فقط اخم توی صورتش دیده میشد
فیلیکس: راستی باز قرار ازتون کار بکشیم
چان: دوباره اطلاعات میخوای ؟
سرم رو تکون دادم هم زمان هم گفتم اوهوم
چان: از کی؟
فیلیکس: شاید اینبار یکممم سخت تر باشه چون خوناشامه
چانگبین: خون اشام؟ مگه خون اشام فقط توی کارتون های بچه گونه نیست؟
فیلیکس: منم همینطور فک میکردم ولی دیدم نه اون دندون واقعیه
چان: اسمش چیه؟ فامیلیش چیه؟ قدش؟ سنش؟ به چی علاقه داره؟ کیی مشوک شدی بهش ؟
فیلیکس: هوانگ هیونجین همونی که هم خونمه. اون وقت که مثلا انگار مثلا انسانه گفت ۲۵ سالشه دیگه واقعا نمیدونم قدش ۱۷۸ . فقط یه بار بهم گفت به نقاشی علاقه داره. مشکوک نشدم جنازه رو تو اتاقش دیدم و اون وقت فک کنم بیهوش شدم
هان اومد تو حال
هان: چه جوری بهش اعتماد کردی
فیلیکس: گفت بهم احتیاج داره تا کاری انجام بده
هان: به نظرت منظورش از کشتنت نبود
فیلیکس : خودش گفت باید یه دختر رو ببینم و انگار از خون اون دختر تغذیه کرد ولی حافظش روپاک نکرد منم باید کمکش کنم
هان: اگه تله باشه چی
فیلیکس: دیگه اگه تله بود که به جاش منو میکشت راحت میشد سریع تر
چان: سخته پیدا کردن اطلاعات یک خون اشام ولی وقتی پیدا کردم بهت پیام میدم
.
.
.
.
اینم پارت ۷
شرط :
نداره چند دقیقه میزارم پارت بعدیش رو
- ۲.۷k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط