{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Cielo

Cielo
پارت ۶

کوک" تو کی ای که مث خر سرت انداختی اومدی تو


اون مرده اشاره به ته کرد
_ او عزیزم قرار نیست بگی کی هستم

ته" کوک لطفا ساکت

کوک" یعنی چی ته این کیه

یه لحظه رنگ نگاه تهیونگ عوض شد نکنه حرف بدی زدم

_ ببخشید وسط عاشقانه تون اضافه میشم ولی من کیم جونگیمنم

ته" کوک اون پدرمه

ای من قربان اون کوک گفتنت برم😅

کوک" اوووو

جین و جیمین و یونگی دیدن اوضاع خیطه
_ ما بیرون منتظریم

کوک" هوی کجا میرین

اونا بی اهمیت رفتن باچیزایی که امروز شنیدم از ته خطرناکه پدرش پس روی گوش ته زمزمه کردم

کوک" ته نمیزارم آسیبی بهت بزنه مراقبت هستم

دستش و محکم گرفتم

_پس دست از هرزگی ت بر نداشتی باشه پس منم همون بلارو سرت میارم

احساس کردم ته لرزید

ته" برو بیرون حاالم ازت بهم میخوره حیف تو که اسم پدر و یدک میکشی

_مث آدم پاشو بریم وگرنه با زور میبرمت

کوک" تو هیچ غلطی نمیکنی

_الفات خشنه پس

اووووو من الفاشمممم عرررر😄خر ذوقققق شدممم😄
زود فیس آدم جدی ها گرفتم

کوک" میدونی از نوع بدش خشنم حتی میتونم انتقام تمام بلاهای که سر امگام در آوردی بدترش و سرت در بیارم

احساس کردم ته هم مث من خر ذوق شده الهی ننه فداش بشم

_ جرئتش و نداری بیاینننننن تووووو



یا خدااااااااااااا اینااااااا غولنننن ولی من باید بگیرم بکشمشون مخصوصا اون پدررررر .... هوف آرام باش کوکی خرگوشی هعی اگه هوسوک بود میگفت کوکی خرگوشی تو میتونی


کوک" ته میدونم مسخره بازیه ولی شهید شدم حلالم کن من میخواستم بهت اعتراف کنم

خب دیگه بریم تو کارش


ادامه دارد.......

خب خب تا اینجای کار چطورههه بنظرتون
هعی کوک شهید نشه تا بتونه اعتراف کنه
دیدگاه ها (۰)

فالو شهhttps://wisgoon.com/lara.roman

Cieloپارت ۵از زبان کوکوقتی تهیونگ و دیدم فهمیدم حالش خوب نیس...

تک پارتی تهکوک

فیک مافیاهاپارت ۲۳جنی: روبه روی کیسه بوکس وایستاده بودم استر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط