گریستم

گریستم؛
برای ما که
پاییز نیامده ریختیم ..🧡🍂


#پاییزانه🍂


برای انسان‌بودن زیادی ناکافی هستم.
دوست داشتم گل بابونه‌ای باشم که با بوسه‌ی خورشید، روزهایش گرم میشد. ابری نرم که در آغوش باد، سفر را تجربه می‌کرد. درختی کهنسال که آرزوهای کودکان را می‌شنید و با لبخندی به بازی آنها نگاه می‌کرد. نور خورشید که امید را به زمین می‌بخشید. آهنگ موردعلاقه‌ی یک‌فرد که لحظات را با آن زندگی می‌کرد. کتابی که کلمات محزون را در آغوش گرفته بود. یک روح، یک قلب، چشم، پروانه. دوست داشتم هر چیزی باشم جز آدمیزاد اندوهگین.


#گمشده_درشهر_خیال
#فانتزی_های_یک_ذهن_مشوش
#حرفهای_ناگفته
#نیازمندیها


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

چرا دلتنگیِ آدممثل درختخشک نمی‌شود؟🍂🍁#دلنوشتروزی برای خودت ق...

من کنارت #سبز شدم طو روح زندگی منی .💚#بنام_عشق رودَروایسی که...

#طو یک کپی هستی از تمام شکلات هایی که تا حالا خوردم ...#ستار...

حق با سهراب سپهری بود، فراموشی واقعا کیمیاست.🍂#دلنویس☽︎حالِ ...

🌤🌱برای انسان‌بودن زیادی ناکافی هستم. دوست داشتم گل بابونه‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط