{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
دلم برای تو می‌سوزد
که این شب‌ها گوشه‌ای می‌نشینی و فکر می‌کنی
اگر اتاق‌ها گوشه نداشته باشند،
با تنهایی‌ات چه کنی

برای خودم
که این شب‌ها تا به تو فکر می‌کنم
حلقه‌ای دست چپم را پیر می‌کند
و تاریکی این خانه اگر
کفاف پنهان کردن اشک‌هایم را ندهد چه کنم

برای او
که این‌شب‌ها بیشتر اگر روزنامه نخواند چه کند

دلم می‌سوزد
و شما، آقای محترم!
شما که چه نسبتی با این خانم دارید!
این زن میان تمام نسبت‌های خودش گیر کرده است
مثل کوه‌نوردی مرده میان کوه و دره گیر کرده است
و آنکه از سقوط به اعماق دره نجاتش می‌دهد
مگر چندسال
با جنازه‌ای بر پشت زندگی می‌کند؟
دیدگاه ها (۳)

سیگارهای بهمنش را، دوست دارم !بوی بد پیر اهنش را، دوست دارم ...

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭست ﺩﺍﺭمﭼﻪ ﻓﺮقی ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ؟ﯾﺎ ﺍﺯ ﭼﻪ ﻭﻗﺖ ! ﯾﺎ ﭼﻄﻮﺭ ...

ﺗـــــﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﮐﻢ ﻧﯿﺎﺭﻡ ...ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﻢ .....

ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺁﺳﺎﻧﯽ ..ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡﭼﻨﺪﺳﺎﻟﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﺴ...

هر روز با نبودنت کنار میام،اما دلم هنوز گیر توئه،مثل زخمی که...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

🌹 دره اجنه، چناران، خراسان رضویدره اَجنه یا دره اَخلَمَد در ...

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

اجرای قانون حجاب و عفاف

استی: نو-نو، کی می‌تونیم عکس هیونگ و مکنه رو بگیریم!! ㅜㅜ*یون...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط