من عاقبت از اینجا خواهم رفت
من عاقبت از اینجا خواهم رفت،
پروانه ای که با شب می رفت،
این فال را برای دلم دید.
دیری ست...
مثل ستاره ها چمدانم را،
از شوق،
ماهیان و تنهایی خودم،
پر کرده ام ولی،
مهلت نمی دهند که مثل کبوتری،
در شرم صبح پر بگشایم.
با یک سبد ترانه ولبخند،
خود را به کاروان برسانم.
اما...
من عاقبت از اینجا خواهم رفت.
پروانه ای که با شب می رفت،
این فال را برای دلم دید.
🍃 شفیعی کدکنی🍃
پروانه ای که با شب می رفت،
این فال را برای دلم دید.
دیری ست...
مثل ستاره ها چمدانم را،
از شوق،
ماهیان و تنهایی خودم،
پر کرده ام ولی،
مهلت نمی دهند که مثل کبوتری،
در شرم صبح پر بگشایم.
با یک سبد ترانه ولبخند،
خود را به کاروان برسانم.
اما...
من عاقبت از اینجا خواهم رفت.
پروانه ای که با شب می رفت،
این فال را برای دلم دید.
🍃 شفیعی کدکنی🍃
- ۱.۷k
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط