همکاری اجباری پارت
همکاری اجباری پارت ۱
ا/ت: تو دفترم راحت نشسته بودم اولین بار بود که اداره آنقدر ساکت بود
هنوز نتونسته بودم که قاتل پدر مادرم پیدا کنم از وقتی ۱۸ سالم شد و وارد این کار شدم تنها فکرم پیدا کردن قاتل خانوادم بود
دوباره نگاهی به پرونده ی نیمه کاره ی قتل خانوادم انداختم
اداره ی پلیس چون نتونست قاتل رو پیدا کنه این پرونده رو مختومه اعلام کرد و تنها سرنخ این ماجرا هم یه دستبند بود
دستبندی قدیمی که وای زیبا که اگر ساعت ها هم بهش زل میزدی
از زیباییش کم نمیشد
+: سروان کیم سروان کیم
باز صدای این اومد 😒
ا/ت: چند بار بهت بگم که ندو بچه 😤
+: ( نفس نفس زدن)
ا/ت: باز چیشده
+ : باورتون نمیشه پار..ک ...جیم....ین خودش با پای خودش اومده
ا/ت : چی 😳؟کجاست
+: دفتر رئس
ا/ت: خوب بدو باید سریع بریم
+: ولی خودتون گفتید که ندویم😩
ا/ت: ن که شما ها خیلی گوش میکنید بدو
....................................................................................
ا/ت ( نفس نفس زدن)
به در اتاق رسیدم ولی وقتی فهمیدم اون پارک لعنتی تو عه خواستم خودمو با آرامش نشون بدم و وارد بشم پس چند لحظه
ایستادم که نفس بگیرم
درو وا کردم و رفتم تو
رییس: خوب بلاخره اومدین خانم کیم ؟
ا/ت:دلم میخواست بهش بگم که ن پس دارم میرم ولی حیف که رییسه : بله کاری با من داشتید
+:سروا
خب خب چطور بود؟
بچها منو یکی از دوستام داریم فیک رو مینویسیم پس کپی نکردیم اسم پیچشم alaviroghaye819 هست فالوشم کردم میتونین راحت پیداش کنین
ا/ت: تو دفترم راحت نشسته بودم اولین بار بود که اداره آنقدر ساکت بود
هنوز نتونسته بودم که قاتل پدر مادرم پیدا کنم از وقتی ۱۸ سالم شد و وارد این کار شدم تنها فکرم پیدا کردن قاتل خانوادم بود
دوباره نگاهی به پرونده ی نیمه کاره ی قتل خانوادم انداختم
اداره ی پلیس چون نتونست قاتل رو پیدا کنه این پرونده رو مختومه اعلام کرد و تنها سرنخ این ماجرا هم یه دستبند بود
دستبندی قدیمی که وای زیبا که اگر ساعت ها هم بهش زل میزدی
از زیباییش کم نمیشد
+: سروان کیم سروان کیم
باز صدای این اومد 😒
ا/ت: چند بار بهت بگم که ندو بچه 😤
+: ( نفس نفس زدن)
ا/ت: باز چیشده
+ : باورتون نمیشه پار..ک ...جیم....ین خودش با پای خودش اومده
ا/ت : چی 😳؟کجاست
+: دفتر رئس
ا/ت: خوب بدو باید سریع بریم
+: ولی خودتون گفتید که ندویم😩
ا/ت: ن که شما ها خیلی گوش میکنید بدو
....................................................................................
ا/ت ( نفس نفس زدن)
به در اتاق رسیدم ولی وقتی فهمیدم اون پارک لعنتی تو عه خواستم خودمو با آرامش نشون بدم و وارد بشم پس چند لحظه
ایستادم که نفس بگیرم
درو وا کردم و رفتم تو
رییس: خوب بلاخره اومدین خانم کیم ؟
ا/ت:دلم میخواست بهش بگم که ن پس دارم میرم ولی حیف که رییسه : بله کاری با من داشتید
+:سروا
خب خب چطور بود؟
بچها منو یکی از دوستام داریم فیک رو مینویسیم پس کپی نکردیم اسم پیچشم alaviroghaye819 هست فالوشم کردم میتونین راحت پیداش کنین
- ۶.۱k
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط