صدای درد

صدای درد
داریوش را نمیتوان دوست نداشت
صدای گرمو خیلی مردانه ای که برای خیلی ها یاد اور خیلی چیز هاست
صدای نا رفیقی مایی که پشت هر اعتمادی را با خنجر زخم کردیم
یاد اور اینه که از شرم ما صد چهره ها در ان چین افتاده است
یاد اور همه یاورهای نه همیشه مومن
یاداور همه ان پشت پاهایی که از یاران خورده ایم
یاد اور همه فریاد های خاموش نسل ما زیر یک اقیانوس اب
یاد اور اینکه از دار دنیا من و ما بوی گندمی بود که خود کاشتیم
داریوش را باید دوست داشت
داریوش را باید فهمید..
دیدگاه ها (۲)

۱۸مهر...WOow

دوستان عزیزلطف کنیدکمک کنیدازادبشم.مرسی

تَــــــــــڪْـــــ ڪِــــــــــہ بــــــــــاشے...اَزْ شـــ...

تـــوهــــر روزخـــــوب تــــر می شــــوی . . .و مــــن . . ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط